ميرزا محمد حيدر دوغلات

169

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ديگر همه خواقين و سلاطين در سمرقند و بخارا در مقابله بابر پادشاه جمعيت داشتند . اماميان خان و سيونج خواجه خان در حدود تاشكند مصاف واقع شد . در ملازمت خان پنجهزار كس بود و سيونج خواجه خان هفت هزار كس بود . « 1 » جنگ صعب دست داد . آخر الامر ظفر بر جانب سيونج خواجه خان شد . خان « 2 » منهزم شده « 3 » به اندجان « 4 » آمد . 395 بنده « 5 » مؤلف تاريخ ، از بابر پادشاه به وقتى كه به امير نجم ملحق شد ، رخصت گرفته به ملازمت خان به اندجان ، در محلى كه خان از سيونج خواجه خان شكسته « 6 » آمده بود ، آمدم . چون بهار شد ، خان ، پيش قاسم خان رفت كه پادشاه دشت قپچاق بود . در آن زمان عدد لشكر وى سيصد هزار كس بود . قاسم خان ، خان را اعزاز و اكرام كرد چنان كه خان بعد از آن به سال‌ها آن را ياد مىكرد . چون از آنجا برگشته آمدند ، بنده را به مصاهرت « 7 » گوركانى بين الاقران ممتاز گردانيد . اين جمله به شرح در دفتر دويم مسطور است . چون سال نهصد و بيست درآمد ، اول بهار تمام عظايم سلاطين اوزبك با جمعيت و لشكر گران بىكران متوجه اندجان شدند . خان مقابله مقاتله را مصلحت وقت ندانست ، قبل از آنكه لشكر بيگانه به حدود فرغانه رسد « 8 » به مغولستان ( 79 پ ) برآمدند . چون با يتىكند رسيدند ، اتفاق‌ها كردند . به « 9 » مصلحت [ و ] « 10 » صواب ديد و سعى عمّم سيد محمد ميرزا كه برادر ميرزا ابابكر باشد متوجه كاشغر شدند . در كاشغر مصاف صعب دست داد و لشكر كاشغر منهزم به قلعه كاشغر درآمدند . خان به يانگى حصار « 11 » گذشت ، سه ماه يانگى حصار را محاصره نمود . آخر اهالى يانگى حصار با عمّم توسل جستند و قلعه را تسليم نمودند . چون اين خبر به كاشغر رسيد ، لشكر كه در كاشغر بود كاشغر را گذاشته بدر رفتند و چون اهل هزيمت پيش ميرزا ابابكر به ياركند رسيدند ، ميرزا ابابكر نيز فرار برقرار اختيار نموده به ختن رفت . متعاقب ، خان نيز به ياركند رسيد و در عقب

--> ( 1 ) . نت : - و سيونج . . . بود . ( 2 ) . نت : - خان . ( 3 ) . نت : - شده . ( 4 ) . نب : حصار . ( 5 ) . نگ : + شما . ( 6 ) . نت : شكستند . ( 7 ) . نت : نطاهرت . ( 8 ) . نت : رسيد . ( 9 ) . نت : - به . ( 10 ) . نب ، نت : - و . ( 11 ) . نت : + در .